طرح بافت (گام به گام)- درس پنجم: برداشت اطلاعات میدانی (تصویری) ... بارگذاری شد.

هدف از مورد اول، بررسی خط آسمان و نسبت سطوح، اجسام و بازشوها به یکدیگر می باشد و از این طریق با برخی از تصاویری که از دیدن مناظر معماری و شهرسازی تاریخی در ذهن ایجاد می شود، آشنا شده و در طراحی های بعدی آنها را لحاظ می کنیم. 

روش کار در تحلیل منظر به این صورت است: ابتدائاً از معابر عکاسی می کنیم. 

عکس های ما باید کلیتی جامع داشته باشد و به همین دلیل ترجیحاً با لنز واید یا با همین دوربین های جدید برداشته شوند. 

عناصر کالبدی تشکیل دهنده منظر در یک تصویر پرسپکتیو عبارتند از کف، جداره و آسمان. بنا بر این کف و جداره و آسمان بایستی در عکس های شما، یک وزن را داشته باشند. بدین صورت که عناصر ناتمامی از آنها در عکس وجود نداشته باشد. مثلاً تصویر زیر از این لحاظ مناسب است:

این عکس پس از تحلیل منظر به حالت های ذیل ارایه می گردد.

اول: تفکیکی کلیت کف و آسمان از جداره ها

دوم: تفکیک جداره ها از هم

 

سوم: تعبیه کلیه بازشوها

بدین صورت می توان الگوهای منظری همنشینی احجام را از معابر و فضاهای ایست ارزشمند بیرون کشیده و با تحلیل منظر برای طراحی احجام ساختمانی در طرح پیشنهادی لحاظ کرد. می توان بعد از این تحلیل آخری، یک کروکی یا اسکیس از منظر باارزش تهیه کرد. توجه نمایید که این تصاویر از مکان ها و معابری تهیه می شود که لااقل از نظر همنشینی احجام با بلند مرتبه سازی مخدوش نگردیده است.

قدم بعدی برداشت نماهای با ارزش می باشد. کلیه نماها (اعم از جداره ها، سردرها و عناصر دیگر) که در منظر شهری اثرگذار می باشند، در این مرحله برداشت می شوند. این برداشت می توان به صورت دستی یا با عکاسی همراه با شاخص خطی انجام می شود. این برداشت در واقع تناسبات و تنظیم ابعاد را همراه با تزیینات در اختیار طراح قرار می دهد:

نوع برخورد نماهای شاخص و باارزش که در بسیاری از شهرها هنوز از دوره های قاجار و پهلوی باقی مانده است، علاوه بر استفاده در مرحله طراحی، یکی از بهترین مستندسازی ها برای ذخایر نماهای معماری شهری در آینده محسوب می شود. در انتها تعدادی چند از الگوهای شاخص نماهای شهری برداشت شده از شهر سبزوار که همگی در حالت احتضار به سر می برند، ارایه می گردد.

نکته: آنچه که در برداشت از ابنیه شاخص مهم است، تنها تزیینات و آجرکاری ها و ... نیست. بلکه اتصالات، قاب بندی ها، ازاره ها، رخبام ها، اتصال عناصری مانند سردر و ناودانی به جداره های پیرامون خود و ... از اهمیت فراوانی برخوردارند. زیرا ارزش تناسبات در طراحی درون بافت های تاریخی بسیار مهم است و این تناسبات از نماهای شاخص باقی مانده قابل استخراج می باشند. بنا بر این عناصر معماری برداشت شده مانند سردر به تنهایی ارزش کمی دارند. بلکه اتصال آنها حتی با یک خط ساده به جداره های پیرامون خود، بیانگر جایگاه تناسباتی آنها در میان یک جداره است.

نمونه این الگوها هنوز در سطح شهر بسیار زیاد است. امید است مورد استفاده از معماران و طراحان فهیم قرار گیرد.

/ 0 نظر / 74 بازدید